فیلم و سریالنقد و بررسی ها

نقد و بررسی فیلم شجاع دل

تاریخ جهان همواره پر از داستان های جذاب و حماسی بوده است که علاقه مندان زیادی را به خود جذب میکند. شواهد گواه داده اند اگر این پتانسیل به خوبی و به طرز هوشمندانه ای در راه فیلمسازی به کار گرفته شوند، میتواند شاهکار هایی خلق کنند که تا ابد در ذهن بینندگان باقی بماند.

اگر از پیرمردانی که در سال 1959 فیلم بن هور را در سینما دیدند سوال کنید، میبینید که هنوز آن مسابقه ارابه رانی جذاب را به خاطر دارند. این بار قصد بررسی فیلمی را داریم که در دسته این شاهکار ها قرار میگیرد.

اما به جای روم بزرگ که قلب تپنده تاریخ باستان است، به گوشه خلوت تری از اروپا، یعنی اسکاتلند پرداخته. با نقد فیلم شجاع دل (Braveheart) همراه مگنا گیم باشید.

[box type=”warning” align=”aligncenter” class=”” width=””]متن زیر حاوی اسپویل است[/box]

داستان فیلم در مورد شخصی اسکاتلندی به نام ویلیام والاس است. در سال 1290 پادشاه اسکاتلند بدون تعیین جانشین میمیرد و در پی آن نزاع و درگیری هایی برای تصاحب حکومت شکل میگیرد. بزرگان کشور برای داوری نزد پادشاه انگلیس یعنی ادوارد اول میروند، اما او با حیله و نیرنگ همه آنها را از دم تیغ میگذراند و سپس اسکاتلند بدون رهبر را مستعمره خودش میکند.

عده ای از دهقانان شجاع اسکاتلندی این خفت را نمیپذیرند و با نیرو های دشمن میجنگند که بسیاری از آنها از جمله پدر و برادر ویلیام، دچار سرنوشت یکسانی میشوند: مرگ.
ویلیام که در آن زمان کودکی بیش نبود پس از آن با عمویش زندگی میکند تا اینکه به یک جوان بالغ تبدیل میشود و برای زندگی و تشکیل خانواده به روستای محل زندگی کودکی اش برمیگردد‌. اما همسرش مورد آزار و اذیت سربازان انگلیسی قرار گرفته و سپس اعدام میشود.

پس از آن ویلیام با جمع کردن گروهی از مردم اسکاتلند بر علیه انگلیسی های آن منطقه قیام میکند و رفته رفته با گسترش نیرو و آوازه دلاوری هایش، تبدیل به تهدیدی برای پادشاهی انگلیس میشود تا اینکه‌‌… .

وقتی صحبت از قیام بر علیه یک حکومت ستمگر میشود، همیشه باید به دنبال یک رهبر از جنس مردم گشت. رهبری که تمامی نیرو هایش او را بپرستند و حاضر باشند برایش جان خود را هم بدهند. ویلیام والاس یکی از همین رهبر هاست.

شخصی که بدون ذره ای برتری نژادی یا موروثی و فقط و فقط بخاطر نیت پاک و دلاوری اش اعتماد همگانی را به خود جلب کرد و هیچگاه هم به این اعتماد خیانت نکرد.

چهره ای که در جوانی از ویلیام میبینیم، مردی آرامش طلب است که سعی دارد از مخمصه دوری کند. دلیل این موضوع هم به کودکی وی برمیگردد. ظاهرا مادرش هنگامی که او سن بسیار کمی داشته فوت میکند و پس از آن، برادر و پدرش هم قربانی جنگ میشوند.

پس طبیعی است که او از نزاع و درگیری بیزار باشد. اما اگر شما در کشوری مانند اسکاتلند و تحت استعمار حاکمی ستمگر زندگی کنید، این درگیری است که به سراغ شما میاید. سرنوشت بی تفاوتی، مظلوم واقع شدن است. این درس ایستادگی در برابر ظلم و ستم است که در فیلم به مخاطب القا میشود.

یکی دیگر از ارکان فیلم، لرد های اسکاتلندی هستند که بی توجه به استقلال و سرنوشت کشورشان، فقط به سود خودشان فکر میکنند. کافیست صحنه نبرد با نیرو های انگلیسی را به خاطر بیاورید تا دریابید کدام یک به فکر وطن و کدام یک به فکر منافع شخصی است.

لرد های اسکاتلندی هیچگاه عمق ظلم و ستمی‌ که نسبت به مردمشان صورت میگرفت را درک نمیکردند. نمیدانستند تحقیر شدن در برابر پست ترین سربازان انگلیسی یا به تاراج رفتن همسرشان در شب عروسی چه حسی دارد. از جنس مردم بودن، راز برتری ویلیام در رهبری به شمار میاید.

کارگردانی فیلم بسیار روان و چشم نواز است. بیهوده نبوده که جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای مل گیبسون به ارمغان آورده است.

از ابتدا تا انتهای فیلم، به خوبی داستان پر فراز و نشیب ویلیام روایت میشود و مخاطب به خوبی در جریان تغییرات شخصیتی او قرار میگیرد.

مهارت گیبسون باعث شد جنبشی که در ابتدا یک حمله پارتیزانی برای گرفتن انتقام یک فرد بود، تبدیل به یک قیام سراسری برای سرنگون کردن یک دیکتاتور تبدیل شود. صحنه معروف نبرد و سخنرانی حماسی ویلیام را بخاطر میاورید؟

اگه بجنگین ممکنه بمیرین، فرار کنین زنده میمونین، دست کم مدتی… ولی چند وقت بعد توی رخت خوابتون می میرید. کدومو انتخاب میکنین؟ حاضرین همه ی روز ها رو از امروز تا لحظه ی مرگ افسوس بخورین که چرا اینجا نموندین و این جمله رو نگفتین که «میتونن جان ما رو بگیرن، ولی آزادی ما رو هرگز…

همه اینها از والاس تصویری بزرگتر از یک جنگجوی ساده ساخته است.

یکی از نکات جالب توجه فیلم، نویسندگی فیلمنامه و مغایرت آن با حقیقت است. برای مثال در واقعیت شاهزاده ایزابلا چند سال پس از مرگ ویلیام والاس با شاهزاده انگلستان ازدواج کرد؛ اما در فیلم اینگونه نشان داده شده است که او و ویلیام با هم رابطه عاشقانه داشتند. این تغییر در جزئیات به دراماتیک تر شدن داستان کمک شایانی کرده است.

یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، نشان دادن خلق و خوی وحشی مردم اسکاتلند است. نقاشی های روی صورت نظامیان، مدل مو و لباس و رفتار های عجیبی که همگی قسمتی از شخصیت افراد شده است. چگونه میتوان نسبت به کسی که سر یک انسان را -هرچند شیطان صفت- جدا میکند و برای پادشاه میفرستد کوچیکترین حس تقبیحی نداشت؟

تنها چیزی که میدانم این است که آنقدر شخصیت کامل و دوست داشتنی ای از والاس دیده ایم که هیچگونه حس گناهی بر او وارد نباشد. مل گیبسون با اینکه کمی برای ایفای این نقش پیر بود ولی با استفاده از مهارت و میمیک های به جای صورت توانست به خوبی سیر زمانی را در فیلم نشان بدهد. هیکل قدرتمند و نگاه نافذ او باعث شده بتواند ایفای نقش ماندگاری در این فیلم داشته باشد.

شجاع دل با کسب پنج اسکار از جمله بهترین فیلم، یکی از پر افتخار ترین آثار سینمایی محسوب میشود‌. مضمون این فیلم، یعنی آزادی و آزادگی تا ابد در ذهن هواداران باقی خواهد ماند.

[box type=”note” align=”aligncenter” class=”” width=””]

مقاله پیشنهادی : نقد و بررسی فیلم گلادیاتور

[/box]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا